المحقق السبزواري

249

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

مع الكفر . الشكر زيادة فى النعم و امان من الغير » « 1 » يعنى : « شكر كن آن كسى را كه انعام كرده بر تو ، و انعام كن بر آن‌كس كه شكر نعمت تو به‌جا آورده . پس ، به درستى كه زوالى نيست نعمتها را با شكر و بقايى نيست آن نعمتها را با كفر . شكر زيادتى است در نعمتها و امانى است از تغيير . » و از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام منقول است كه ، شبى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله در خانهء عايشه بود . عايشه گفت : « يا رسول اللّه ! چرا نفس خود را تعب مىفرمايى و حال آنكه خداى عز و جلّ ماتقدّم و ماتأخّر تو را بخشيده ؟ » حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « آيا نبوده باشم من بندهء شكور ؟ » و از حضرت صادق [ 61 آ ] عليه السّلام منقول است كه ، « سه چيز است كه با آنها چيزى ضرر نمىرساند : « دعا در وقت كرب « 2 » ، و استغفار در وقت ذنب و شكر نزد نعمت . » و از آن حضرت منقول است كه فرمود كه ، « انعام نكرد خداى عز و جلّ بر بنده‌اى از بندگان خود نعمتى ؛ پس ، آن شخص شناخته باشد آن انعام را به دل و حمد خدا گفته باشد ظاهرا به زبان ؛ پس ، تمام شده باشد كلام او ، مگر آنكه خداى عز و جلّ امر مىكند جهت او به زياد كردن آن نعمت . » و آن حضرت فرموده كه ، « هرگاه يكى از شما ياد آورد نعمت خداى عز و جلّ را بر او ، پس بگذارد رخسارهء خود را بر خاك جهت شكر كردن نعمت خداى . پس ، اگر سوار باشد ، فرود آيد و رخساره بر خاك گذارد . پس ، اگر نتواند كه فرود آيد ، جهت شهرت رخسارهء خود را بر قربوس « 3 » زين گذارد . پس ، اگر نتواند ، رخسارهء خود را بر كف خود گذارد و حمد خداى عز و جلّ گويد بر انعامى كه نسبت به او به‌جا آورده . و از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله منقول است كه ، خداى عز و جلّ مىفرمايد : « يابن آدم ما تنصفنى اتحبّب اليك بالنعمة و تتمقّت الى بالمعاصى خيرى اليك نازل و شرّك الىّ صاعد » يعنى :

--> ( 1 ) . برابر ترجمهء فارسى ، « تغيير » بايد صحيح باشد . ( 2 ) . اندوه . ( 3 ) . كوههء زين .